عیدانه 91

برآمد باد صبح و بوی نوروز    به کام دوستان و بخت پیروز

نوروز باستانی خجسته باد.

درود 

 از همین روزنه گشوده به درود
به پرستو، به گل، به سبزه درود
به بهاری که می‌رسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود

 

خب بازم همونطور که خودتون می دونید ما پارسال به صورت کامل و جامع مفصل راجب نوروز باستانی

صحبت کردیم  و هر آنچه که باید گفته می شد را گفتیم،پس پیشنهاد میکنیم حتما به پست سال پیش هم نگاهی داشته باشید.اما بازم مثل پست قبل آمدیم دوباره تا بازم آمدن نوروز و بهار را به انتظار بنشینیم و گپ و گفتی صمیمانه در آخرین ساعات سال ۹۰ به پاسداشت نوروز داشته باشیم.

پس علاوه بر پست پارسال،امسال هم با ما همراه باشید.

 

ساعت ساعت شنا کردن در رودخانه ی سال جدید است،ساعت ریختن لحظه های زیبا در مشت هایمان و پاشیدن آن ها به هوا و خنده های سرمستانه از فروافتادن دوباره شان به سرو روی مان.عشق باشد؛خنده باشد؛شادی باشد؛سر خوشی باشد؛خوشبختی باشد؛همه خوبی ها باشد؛در ساعت رهایی؛در ساعت 8 و 44 دقیقه و 27 ثانیه

 

ای دیده و دل از تو دگرگون مادام        ای آن که به تدبیر تو گردد ایّام

 

ای آنکه به دست توست احوال جهان       حکمی فرما که گردد ایّام به کام

ادامه نوشته

جشن چهارشنبه سوری(جشن آتش)

 

سلاممممم...حال شما چطوره؟ما دوباره اومدیم...

اول از همه باید تشکر کنیم که بازدید وبلاگ روند خودش رو حفظ کرده...اما...بی مقدمه برییییم سر اصل مطلب...

آتــش افــــروزید تــا ســــرما رود
دیــــو تــاریــکــی ز شــهر ما رود
"غصه" برآتش نــهید اســپند وار
چهره بگشایید، می آیــد بــهــار
جشن آتــش، برتو آتشپاره شاد
چهارشنبه سوریــَـت فرخنده باد

خب...خودتون می دونید...ما پارسال همین موقع مفصلا" راجب چهارشنبه سوری باهاتون صحبت کردیم...اما  فقط آمدیم در این جشن و سروری و سر و صدا ای که در کشور مان برپاست حضور و نقش کوچکی داشته باشیم.

 

 جشن آتش پیش در آمد نوروز است و نوید دهنده ی رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت
جشن امروز بر شما یاران خجسته باد.


پاس دارم آتش جـــــــاوید را
یادگار فکرت جمشـــــــید را
چند روزی مانده بودش تا به عید
آمد آتـــــش در چنین روزی پدید
بهــــر او آتشگهی آراستند
از پلیدی و ســـیاهی کاستند
پس ازاوهرروز در روزی چنین
جشن سوری بوده در ایران زمین
تاکه آتش را پرستاری کنیم
از اهــورا طلب یاری کنیم
تاکه پاک از رُخ نماید رنگ زرد
تا بپاشد بر رُخ ما ســــــُرخ گرد

 

 

آی بته بته بته، بشنو دلم چی گفته!
شب تا سحر به یادت، گل گفته؛ گل شنفته!
آتیش آتیش اَلو اَلو، دخترای همسایه رو؛ سر کوچه فال‌گوش می‌شینن،
یواش بیا، یواش برو... بذار آتیش پرنور بشه؛ چشم حسودا کور بشه؛
از رو آتیش بپر بیا، برگرد برو از سر بیا،
بگو بگو با من بگو: سرخی تو از من، زردی من از تو...
سرخی تو از من، زردی من از تو

 

 

 چنین گفت زرتشت :
” که سوزانید بدی را درآتش ، تا ز آتش برون آید نیکی ”
پس تو نیز چنین کن...
بیا در غروب آخرین سه شنبه سال, برای گردگیری
افکارمان آتشی بیافروزیم, کینه ها را بسوزانیم,
زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از
آتش بگیریم, آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم...

 

غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا

 

چهارشنبه سوری خجسته باد.